تبلیغات
«اندیشه های مــطــهر» - شهید مطهری و نظریه فطرت - بخش دوم
«اندیشه های مــطــهر»
استاد شهید مرتضی مطهری ؛ حقیقتی همیشه زنده

آرشیو موضوعی

دانلود گنجینه های استاد مطهری

لــیــنــکــهـای مــفـیـد

آرشیو

شهید مطهری و نظریه فطرت - بخش دوم



نقش مبنایی نظریه فطرت را در سامان ‏بخشیدن به اندیشه استاد مطهری می‏توان رؤیت كرد. معرفت‏شناسی، خداشناسی، جهان‏شمولی و جاودانگی ‏اخلاق، انسان‏شناسی، فلسفه تعلیم و تربیت و بسیاری از مباحث دین‏شناسی در اندیشه استاد مطهری بر نظریّه فطرت استوار است.


4. دین‏شناسی‏
استاد مطهری دغدغه حل مسایل دینی دارد. در دین‏شناسی به معنای اخص، مسایل متنوعی وجود دارد. استاد درحل بسیاری از مسایل كلامی جدید، نظریه فطرت را به عنوان مبنا، روش و یا صرفاً مقدمات به كار می‏برد.

1ـ4. تبیین همزادی و همراهی دین با بشر
مطالعه تاریخ تمدن بشر نشان می‏دهد كه هیچ دوره‏ای از زندگی آدمی از رفتار و باور دینی در مفهوم اعم كلمه خالی‏نبوده است. نخستین بقایای انسان نئاندرتال نیز واجد چنین رفتارهایی است. شواهد فراوانی نشان می‏دهد دینداری، ‏همزاد و همراه بشر بوده است. (تفصیل سخن از جمله مراجعه شود به‏: نوتینگهام، 1ـ5 ؛ اسمارت، 18)
همزادی و همراهی دین با بشر محتاج تبیین است. از نظر استاد مطهری تمام نظریه‏های جامعه‏شناختی وروان‏شناختی كه سعی دارند دینداری را با ارجاع به عوامل اجتماعی و روانی تبیین كنند از توجیه این واقعیت تاریخی‏عاجزند و تنها نظریه فطرت می‏تواند با تكیه بر گزارشهای فطری (عشق و پرستش‏) همزادی و همراهی دین با بشر را تفسیر كند.

2ـ4. تبیین منشأ دین‏
نظریه فطرت نه تنها رقیب دیدگاههای مادی‌گرایانه در تبیین پیدایش دین نزد بشر است بلكه رهیافتی در فهم رخنه ‏بنیادین در آن دیدگاه‌ها است. حاصل سخن این است كه مسأله تبیین دینداری نزد دانشمندان دوره جدید، در پرتو نظریه فطرت، نادرستی‏ساختاری خود را نشان می‏دهد. زیرا بر مبنای نظریه فطرت اصل، اعتقاد به خدا و خداباوری است و لذا خلاف این ‏اصل یعنی گرایش به مادیگری محتاج علت‏یابی و تبیین است و نه خداباوری. به همین دلیل است كه بحث ابتكاری‏ استاد در خصوص علل گرایش به ماتریالیسم به میان می‏آید. (تفصیل سخن نگ‏: فرامرز قراملكی، كلام جدید نزد استاد مطهری، فصل هفتم‏)

3ـ4. پلورالیسم دینی‏
مسأله ادیان دیگر، به دلیل اشتمال بر مسایل متنوع، تحلیل دیدگاه استاد در خصوص آن، خالی از صعوبت نیست ‏استاد از نظریه فطرت نقیبی می‏زند تا راهی برای حل معضله دیگر ادیان پیدا كند. حاصل سخن این است كه بر اساس‏منطق قرآن ادیان نداریم بلكه حقیقت دین واحد است و آن اسلام است. بر مبنای نظریه فطرت، دین فطری است امافطرت آدمیان، هم در ساحت شناخت و هم در ساحت گرایش، علی‏رغم گوناگونی در دو گستره زمانی و مكانی، واحد است.
قرآن می‏گوید بشر یك فطرت دارد كه آن فطرت دینی است و دین هم اسلام است. اسلام هم یك حقیقت ‏است از آدم تا خاتم. قرآن به ادیان قائل نیست. به دین قائل است و لهذا هیچ وقت در قرآن و حدیث. «دین» جمع‏بسته نشده است. چون دین فطرت است، حقیقتی در سرشت انسان‌ها است. انسان‌ها چند گونه آفریده نشده‏اند. (مطهری، همان‏: ج 3، ص 460)

4ـ4. جهت‏گیری دعوت انبیاء

یكی از مسایل مهم در كلام جدید بیان هدف و جهت‏گیری دعوت پیامبران است. (تفصیل سخن نگ‏: ‏فرامرز قراملكی، مبانی كلامی جهت‏گیری دعوت انبیاء) استاد بر مبانی نظریه فطرت به این سؤال پاسخ‏ می‏دهد:
همه پیغمبران كه آمده‏اند، تمام دستورهاشان، دستورهایی بر اساس احیاء و پیدا كردن و پرورش دادن‏حس فطری است. آنچه آنها عرضه می‏دارند، تقاضای همین فطرت انسانی است. (همان‏: ج 3، ص 460)
این سخن استاد با تحلیل وی از هدف رسالت در دیگر آثارش سازگار است. زیرا دعوت انبیاء به سوی خداپرستی،عدالت و آزادی جهت‏گیری شده است و همه این امور را می‏توان، بر مبنای استاد، فطری دانست.

5 ـ 4. دینداری بیرونی و درونی‏
یكی از مسایل مهم در روان‏شناسی دینی توجّه به گونه‏های مختلف دینداری است. بر اساس مفهوم‏سازی‏ آلپودت دو گونه دینداری را می‏توان متمایز ساخت‏: دینداری معطوف به اغراض برون دینی و دینداری معطوف‏به اغراض صرفاً دینی (خدا). دینداری بیرونی، در واقع دینداری نابالغانه است كه صرفاً ارزشی تحولی دارد و إلا در صورت تثبیت شدن به نفی دینداری می‏انجامد.
استاد مطهری بیش و كم با این مفهوم‏سازی موافق است زیرا در متون دینی نیز اشارات فراوانی در این خصوص‏می‏توان یافت. اما تمایز این دو گونه دینداری و ارزشی آلی و مقدماتی دینداری بیرونی را بر اساس نظریه فطرت قابل‏تبیین و توجیه می‏داند:‏
اصلاً پرستش، آن پرستشی است كه در زمینه عشق پیدا می‏شود. پرستشهایی كه از راه طمع یا ترس است‏ می‏دانیم كه از نظر اسلامی هم ارزش زیادی ندارد، یعنی ارزشش ارزش مقدماتی است و برای این است كه بعد انسان‏ به مرحله بالاتر برسد. (همان‏: ص 458)

6 ـ4. منطق فهم دین‏
یكی از مباحث عمده در دین‏شناسی نوین عناصر همبسته با فهم متون دینی است. نظریه فطرت استاد مطهری رامی‏توان به منزله یكی از منابع در استنباط از متون مقدس به كار بست چرا كه هر آنچه فطرت اقتضا می‏كند مورد حكم‏شرع نیز است. ملازمه‏ای بین اقتضای فطرت و حكم شرع می‏توان به دست آورد. بررسی دیدگاه استاد مطهری در مسأله‏ربا و به ویژه نوآوریهای وی در این خصوص (مجموعه آثار، جلد بیستم‏) نشان می‏دهد كه مهم‌ترین دلیل وی درمخالفت با قول مشهور در تفكیك حكم شرعی بین مكیل و موزون با معدود در مسأله ربا، مراجعه به اقتضای فطرت‏ است (مظهر قراملكی، مبانی فقهی استاد مطهری در مسأله ربا)
همچنین در تعارض ادلّه، اقتضای فطرت را می‏توان داور و حَكَم قرار داد. هیچ فهمی از روایت به عنوان مثال، نمی‏تواند خلاف فطرت انسان باشد. بر همین مبنا است كه عدالت جایگاه خاصی در استنباط‌های فقهی و حقوقی پیدا می‏كند.

5. جاودانگی و جهان‏شمولی اخلاق‏
مهم‌ترین كاربرد نظریه فطرت در اندیشه مطهری نجات اخلاق از نسبیّت است. فهم كامل این ادعا مسبوق به وقوف‏ بر پیشینه مسأله نزد مطهری است. مطهری در تحلیل آراء اخلاقی اساساً پیرو علامه طباطبایی است، اگرچه اختلاف‏نظرهایی هم دارد. علامه طباطبایی در اعتباری انگاری مفاهیم بنیادین اخلاق و قول به عدم ارتباط زایش منطقی بین‏ ادراكات حقیقی و اعتباری نظریه‌ای بالكل نو و انقلابی را عرضه كرد. (اصول فلسفه و روش رئالیسم، مقاله ششم‏) این نظریه آشكارا مخالف دیدگاه رایج نزد شیعه و موافق تحلیل‏كسانی چون دیوید هیوم است. علامه حلی در مقصد سوم كشف‌المراد تصریح می‏كند، توجیه باورهای دینی در نهایت در گرو عقلی و ذاتی بودن ‏حسن و قبح است و چنین تلقی، دیدگاه منطق‏دانان متقدم را به نحوی كنار زد. به عنوان مثال، ابن‏سینا در نهج ششم منطق اشارات، در تحلیل گزاره‏های اخلاقی معتقد است‏: اگر انسان باشد و عقل و وهم و حس وی، و خالی از عواطف‏ و انفعالات و تأثیرپذیری از محیط باشد هرگز به خوبی و بدی امور حكم نمی‏كند.
بر مبنای چنین تحلیلی حكم به خوب و بد بودن به عواطف درونی بر می‏گردد. گزاره «x خوب است» اساساً فاقد ساختار‌شناختی است زیرا به گزاره «x را دوست دارم» برمی‏گردد. استاد مطهری با چنین تحلیلی موافق است اما جهان‏شمولی، اطلاق و جاودانگی اخلاق را چگونه می‌توان تأمین كرد؟ به علاوه اگر حسن و قبح را اعتباری بدانیم با چه‏ملاكی می‏توان تعابیر اخلاقی را ارزیابی كرد؟ استاد بر اساس نظریه فطرت به این پرسشها پاسخ می‏دهد:‏
اگر چه در تعابیر اخلاقی نمی‏توان از صدق و كذب آنها سخن گفت و ملاك‏های رایج صدق و كذب قضایای ‏نفس‏الامری را در مورد آن‏ها به كار برد، می‏توان ملاكی را برای ارزیابی آنها در نظر گرفت. این ملاك، ملامت یا عدم‏ ملامت با من علوی انسان است. هر گاه حكمی اخلاقی با من علوی و جنبه والای نفس مناسبت و سنخیّت داشته ‏باشد خوب است و باید بدان عمل كرد. در غیر این صورت، بد است و نباید به آن عمل نمود. (مطهری، 1370، ب: ص‏184)
استاد مطهری من علوی و من سفلی را در مواضع مختلف از آثار خود مورد بحث قرار داده است (از جمله تعلیم‏و تربیت در اسلامی، ص 245) و آن مبتنی بر نظریه فطرت است. تمایز نظریه اخلاق نزد استاد مطهری و علامه‏طباطبایی (و نیز دیوید هیوم‏) در همین نكته است‏:‏
ما اصل خوبی و بدی را همان طور قبول می‏كنیم كه امثال آقای طباطبایی و راسل گفته‏اند كه معنای خوب بودن و خوب نبودن و باید و نباید همان دوست داشتن و دوست نداشتن است. ولی كدام من دوست داشته باشد؟ من سفلی یا من علوی؟ آنجا كه من علوی انسان دوست‏ داشته باشد می‌شود، اخلاق و ارزش. (مطهری، 1367: 245)
همان‏گونه كه مشهود است استاد مطهری نظریه‏ای نوین را در تاریخ تفكر اسلامی به میان می‏آورد. وی آشكارا در نزاع‏ حسن و قبح عقلی و شرعی راه سوم را می‏پذیرد ولی بر خلاف بسیاری از كسانی كه در راه سوم به اخلاق نسبی ‏رسیده‏اند و نتوانسته‏اند جهان شمولی و جاودانگی اخلاق را تأسیس كنند، ایشان با به میان آوردن من علوی و فطرت ‏آدمی معضله را حل می‏كند.
حال باید دید پشتوانه كلیّت و دوام و اطلاق تعابیر اخلاقی چیست؟ از آن جا كه بین اجزای تصوری تعابیر اخلاقی رابطه نفس‏الامری‏ وجود ندارد و این رابطه، قراردادی است، چگونه می‏توان این اوصاف را درباره آنها پذیرفت؟ نظریه مختار این است كه این اوصاف نه بااتكاء بر روابط نفس‏الامری اجزای تصوری بلكه با اتكاء بر وجود من علوی و ملكوتی انسانهاست كه موجب می‏شود، تمام افراد انسانی در تمام زمان‌ها و به طور دایمی و در تمام شرایط و موقعیت‏ها، اعتبارهای واحدی را لحاظ و ایجاد می‏كنند (همو: 1366: ج 2، ص‏304)
قبلاً یادآور شدیم كه استاد در فطرت «مشترك بین همه انسان‌ها بودن» را نیز اخذ می‏كند. ارجاع خوب و بد به‏ دوست دارم و دوست ندارم و ارجاع آنها به فطریات (مشترك بین انسان‌ها، خصوصیت انسانی آدمی، امور مقدس ومتعالی‏) اولاً جهان‏شمولی اخلاق را تأمین می‏كنند و ثانیاً تقدّس و تعالی اخلاقی را نیز حفظ می‏نمایند. كسانی كه با مباحث دهه اخیر در خصوص اخلاق و جهان آشنایی دارند، بر اهمیت نظریه‏پردازی استاد در خصوص حفظ جهان‏شمولی و تقدس اخلاق وقوف دارند. (فرامرز قراملكی، 1382: ص 79 و بعد)

نظریه فطرت؛ تنها تأمین كننده ی ثبات، اطلاق و جهان‏شمولی اخلاق
اگر خیرخواهی را فطری ندانیم آنگاه نسبیّت در احكام اخلاقی به میان می‏آید. (مجموعه آثار، ج 3، ص‏476)... حرف ما این است كه انسان از آن جهت كه انسان است یك سلسله اخلاقیات دارد كه این اخلاقیات بر دوره ‏بدویّت انسان آن گونه صادق است كه بر این دوره تمدن صنعتی او. (همان‏: ص 526)... انسان نمی‏تواند قائل ‏به اخلاق باشد و در عین حال اخلاق را متغیر و نسبی بداند. (همان‏: ص 529)
دلیل مطلب از نظر استاد مطهری این است كه در تحلیل گرایش‌ها و رفتار اخلاقی انحصاراً دو نظریه قابل طرح‏ است‏: ریشه در ساختمان انسان دارد (نظریه فطرت‏) یا امر تلقینی برخاسته از ضرورت‌های اجتماعی و امثال آن ‏است (نظریه رقیب‏). در تحلیل استاد، نظریه‏های رقیب به نسبیت منتهی می‏شوند زیرا با تغییر شرایط و عوامل ‏اجتماعی و یا حتی روان‏شناختی، حكم اخلاقی نیز تغییر می‏یابد. (نگ‏: مجموعه آثار، ج 3، ص 467) در اینجا مجال گفتار مفصل در نظریه استاد در فلسفه اخلاق نیست. (تفصیل سخن را از جمله مراجعه كنید به مسعود امید، ص 165 ـ 194)

6. فلسفه تعلیم و تربیت‏

نظریه فطرت در تبیین جهت‏گیری نظام تعلیم و تربیت نقش مهمی دارد زیرا هدف آن را در شكوفایی فطرت انسان‏ نشان می‏دهد. استاد در كتاب تعلیم و تربیت اسلامی تلاش می‏كند تا بر اساس نظریه فطرت مبنایی اسلامی در تعلیم و تربیت به دست آورد. این مبنا، در واقع بر من علوی كه از نظریه فطرت برآمده است، اشاره می‏كند.

7. آزادی‏
استاد مطهری، سازگار با فیلسوفانی چون هابز، آزادی را به فقدان مانع تعریف می‏كند اما در تحلیل مانع كه مقوم‏آزادی است، از نظریه فطرت بهره می‏جوید. مراد از مانع، مانعِ تكامل است و مقصود از تكامل، كمال وجودی وشكوفایی فطری است. تقسیم آزادی به آزادی اجتماعی و معنوی در دیدگاه استاد مطهری اساسی است. تحقق آزادی‏ اجتماعی منوط به آزادی معنوی است و تحقق آن محتاج اصالت انسانیت است. به همین دلیل در گفتارهای معنوی كه‏ اندیشه مطهری در باب آزادی را شامل است با بحث از من انسانی و من حیوانی مواجه می‏شویم. (آزادی معنوی، ص 11 تا 35، تكامل اجتماعی انسان، ص 121 ـ 99، بیست گفتار، ص 301)

نتیجه‏
نظریه فطرت در اندیشه اسلامی، نظام آفرین و مبنایی است. بسیاری از مسایل كلامی نوین در دین‏شناسی، خداشناسی، انسان‏شناسی، فلسفه اخلاق، معرفت‏شناسی، تعلیم و تربیت و مسأله آزادی بر نظریه فطرت استوارند، رهیافت استاد به نظریه فطرت، رهیافت درون دینی است. وی آن را از معارف اسلامی، قرآن و سنت، برگرفته و با روشها و ابزارهای تحلیلی سعی در نظریه‏پردازی در خصوص آن كرده است. به دلیل مبنایی بودن نظریه فطرت، نقد این نظریه می‏تواند مبنایی‏ترین چالش را در اندیشه مطهری به میان آورد و عدم فهم دقیق آن، سبب می‏گردد، نظام ‏معرفتی استاد مطهری در دین‏شناسی در هاله‏ای از ابهام بماند.

منبع: bashgah.net

به سادگی آب قدم می زد و به روشنی آفتاب، قلم بر شانه اش بار امانت بود و در نگاه نافذش ، روشنای کرامت سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتش، از سر گذشتن! از اهالی فردا بود؛ معلم بود... « استاد شهید مرتضی مطهری» نامی که بارها از کودکی در همه جا شنیده اید؛ تلویزیون، رادیو، مدرسه، دانشگاه، روزنامه و ...

مطهری ؛ حقیقتی همیشه زنده

این وبلاگ در راستای گسترش اندیشه های پاک و مطهر استاد شهید مرتضی مطهری می باشد . امید است مطالب و محتوای آن مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.



ارتباط با مدیر وبلاگ:
Hadizadeh@engineering.com

مدیر وبلاگ : شهرام filesell

آخرین مطالب

جستجو

تماس با نویسنده

filesell
کدبازان