تبلیغات
«اندیشه های مــطــهر» - مجموعه اشعار در وصف متفکر شهید مرتضی مطهری بصورت مصور
«اندیشه های مــطــهر»
استاد شهید مرتضی مطهری ؛ حقیقتی همیشه زنده

آرشیو موضوعی

دانلود گنجینه های استاد مطهری

لــیــنــکــهـای مــفـیـد

آرشیو

مجموعه اشعار در وصف متفکر شهید مرتضی مطهری بصورت مصور

عارفانه ها برای استاد مطهری 

مردى كه شبانه بانگ هوهو زد و رفت
در عرصه «ما» و «من» دم از او زد و رفت
در فجر، ستاره‏هاى نورانى زخم
بر قامتش عارفانه سوسو زد و رفت

منابع شعر: نور پورتال http://noorportal.net

منابع تصویری : همین وبلاگ : اندیشه های مطهر

 

 



مجموعه اشعار در وصف شهید مطهری(ره)

فقید فضل و فضیلت

امیر، هاى امیر اى اسیر غربت خاك
به هوش باش كه یاران همسفر رفتند
اگر دو روزى از اَحباب، بى خبر ماندى
خبر رسید كه رفتند و بى خبر رفتند
به هر كجا كه نظر كردى از یمین و یسار
نظر به كار نیامد، چو از نظر رفتند
نگاه سیر و نگاه نكرده یك سان بود
چو از سراچه چشم تو دورتر رفتند
بدان گروه كه هم گام یكدگر بودند
مگر چه رفت كه پنهان ز یكدگر رفتند!
نداى «اِرجِعى» از موطن الهى خویش
به گوش هوش شنیدند و بر اثر رفتند
زبس كه تند سپردند شب وادى خاك
به پا و سر نه، كه گویى به بال و پر رفتند
نهالِ آرزو و نخل عمرشان به مراد
همین كه شاخه برآورد در ثمر رفتند
به در نیامده بودند، گوییا زدرى
همین قدر كه از این خاكدان به در رفتند
نرفته‏اند به راهى كه ره توانى برد
اگر چه گامى از این راه پر خطر رفتند
به دیده؛ آمد و رفتى چو اشك لرزان بود
جز این نبود، اگر آمدند، اگر رفتند
به هر كجا گذرى، بام و در تو را گوید
كه رفتگان - همه - چون گرد از این گذر رفتند
اگر غریب جهانى، غریب مرگ نه‏اى
از آن كه كمتر ماندند و پیش‏تر رفتند
به خون خویش مطهّر، مطهّران جهان
ز شبنم سحرى - نیز - پاك‏تر رفتند



داستان‏ها ز راستان گفتى
دكتر مظاهر مصفا

پشت اگر از غمت دو تا نكنم
چون توانم؟ بگوى تا نكنم
پیرهن روز ماتم تو به تن
چه كنم من، اگر قبا نكنم؟
ماجرایت مرا كُشد كه نكند
من اگر شرحِ ماجرا نكنم
سوگوارِ غمت چرا نشوم؟
قصّه ماتمت چرا نكنم؟
در عزایت چرا نگریم زار؟
از برایت چرا رَثا نكنم؟
شُكر شاگردیت نگویم باز
حقّ استادیَت ادا نكنم ؟
شیون از درد مصطفى نزنم
ناله در مرگ مرتضى نكنم
چه كنم اى مطهّرى؟ چه كنم؟
گر به سوگ تو گریه‏ها نكنم؟
ریخت از چشم مرد حق خوناب
خاست فریاد مسجد و محراب
جنت كردگار جاى تو باد !
سِدرَة المُنتَهى سراى تو باد !
حَسبىَ اللّه گفته‏اى همه عمر
هم حساب تو با خداى تو باد !
كرد دستت گره‏گشایى خلق
دست ایزد گره‏گشاى تو باد !
پاى مردتو درسراى دگر
سیرت پاك مصطفاى تو باد !
چون همه راه مصطفى رفتى
صحبت مصطفى جزاى تو باد!
پاسدار خلوص و صدق و صفات
خلفِ صدق مجتباى تو باد !
اى شهید رهِ خدا و رسول
در رهِ حق شهادتت مقبول !



میرِ معلّمان ربانى
على معلّم دامغانى

صبح آمد، جُبّه شوخگین كرده
یك ران نسیم زیر زین كرده
اى دوست! به حق دوستى برخیز!
وى مغز! اگر نه پوستى برخیز!
برخیز كه كاهلان فرو ماندند
از قافله غافلان فرو ماندند
اى خفته اگر نه كاهلى برخیز!
شد قافله، گرنه غافلى برخیز!
اى دوست! قیام ما قیامت گیر!
زى فتنه مپو، رهِ سلامت گیر !
در دهر مجو طبیب درد آگاه
ز عیسى نفسان سواى روح الله
از غنچه به صبحدم طرى مى جو
مستى ز مى «مطهرى» مى جو
مردان نه زِ هَر كه هر نشان جویند
بوى از گل و گل زباغبان جویند
از دوست نشان آشنا پرسند
سر منزل لیلى از صبا پرسند
گر در طلبند، زى عدن پویند
ور لعل و عقیق، از یمن جویند
اى دوست! چو خواهى از كریمان خواه !
رَم از رمَه، رحم از رحیمان خواه !
صحبت‏طلبى، سراغ سینا گیر !
یا ذیل معلمان دانا گیر !
خود در خبر است كاندرین عالم
مى‏بود سزاى سجده، گر آدم
طلاب علوم، ساجدین بودند
مسجود معلمان دین بودند

اى میرِ معلّمان ربانى
فیروزه خاتمِ سلیمانى

اى خانه جهل باژگون كرده
تعلیم جهان به خط خون كرده
در شیشه خاك چون پرى، چونى ؟
اى رائد ما «مطهرى» چونى ؟
اى دوست یلان و پُر دلان رفتند
برموج كمال، كاملان رفتند
ماندى تو و عهد و عرصه و مردى
اى مرد! چنان مرو؛ كه برگردى



                                       

داناى عشق
دكتر طاهره صفارزاده

از آن صدا
كه از پسِ دیوار جهل مى‏آمد،
از آن صداى پست
كه نام پاك تو را مى‏برد
تنها شدیم،
صدا چه نسج غریبى داشت !
از جنس خصم بود
از سوى دوست مى‏آمد
براى دوست پیامى داشت،
با مكر دشمنان
به دوست رمیدى،
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
**
خدا تُرا مى‏خواست
و انتخاب
حقّ خدا بود،
داناى عشق !
مُلّاى معرفت و بیدارى
كلاس نیازمند حضورت بود،
خدا ترا مى‏خواست
و انتخاب حقّ خدا بود
كه حق همیشه به حقدار مى‏رسد
از آنِ او بودى،
به سوى او برگشتى !



سرحلقه پیمانه كشان
محمد حسین بهجتى شفق

اى بسا سود كه عشّاق ز سودا بردند
عاقبت قطره صفت رخت به دریا بردند
هر چه چیدند گل از یُمن محبت چیدند
هر چه بردند، ز فیضِ دل شیدا بردند
دل به خون شسته و پرداخته جان از اغیار
راه در خلوت آن شاهد یكتا بردند
بال پرواز گشودند و شكستند قفس
وز زمین رخت بر افلاك چو عیسى بردند
رنج بردند و بِكِشتند و به جان پروردند
خرمنِ معرفت از مزرعِ دنیا بردند
همه شب، چون لب عالم زنوا شد خاموش
ناله شوق، زدل تا به ثریا بردند
دولت عشق بنازم! كه شهیدان رهش
گوى اعجاز و كرامت ز مسیحا بردند
بال و پر سوختگان با همه بى بال و پرى
آشیان برتر از این گنبد مینا بردند
مى‏برم حسرتِ خوشبختى گلگون كفنان
كه فشاندند سر و فیض دو دنیا بردند
چه شتابنده و مستانه سپردند طریق
كه در اول قدم آنان سبق از ما بردند
یار در خلوت خود تازه تجلایى داشت
وین دل ازكف شدگان را به تماشا بردند
مرتضى وار - همه - پاك و مطهر ز ریا
دل و جان را بر جانان پى اهدا بردند
مرتضى بود چو سر حلقه پیمانه كشان
اول او را به سوى عالم بالا بردند
تا «شفق» آینه دارى كند از خون شهید
شسته این آینه در خون و به بالا بردند


تصویرتو
دكتر قیصر امین‏پور

گر پیكرت اى درخت دیرینه شكست
از زخم زبان تبر كینه شكست
روزى كه به روى دوش مردم بودى
تصویر تو در هزار آئینه شكست



از تو
مى‏خواستم از تو گویم این بار سرود
دیدم كه فراترى از این شعر فرود
خاموش شدم از آن كه جارى مى‏شد
از دیده دو رود و بر لبم نیز درود


یاد استاد
سید محمد عباسیّه كهن

در آینه كتاب دیدیم تو را
در چشمه آفتاب دیدیم تو را
در باغچه نگاه رُستى اما
انگار، شبى به خواب دیدیم تو را



برخیز!
دكتر سید حسن حسینى

اى نهرِ روان خون تو جارى عشق
وى خفته به خون به راه بیدارى عشق
از خدعه نهروانیان دلتنگیم
برخیز! دوباره، از پى یارى عشق

عارفانه

حمید سبزواری

مردى كه شبانه بانگ هوهو زد و رفت
در عرصه «ما» و «من» دم از او زد و رفت
در فجر، ستاره‏هاى نورانى زخم
بر قامتش عارفانه سوسو زد و رفت



مردى كه طَهور علم در ساغَر داشت
آیات شعور و نور در باور داشت
جان باخت كه شور معرفت در سر داشت
سرباخت كه سِرّ عشق در دفتر داشت

منابع شعر: نور پورتال http://noorportal.net

منابع تصویری : همین وبلاگ : اندیشه های مطهر

به سادگی آب قدم می زد و به روشنی آفتاب، قلم بر شانه اش بار امانت بود و در نگاه نافذش ، روشنای کرامت سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتش، از سر گذشتن! از اهالی فردا بود؛ معلم بود... « استاد شهید مرتضی مطهری» نامی که بارها از کودکی در همه جا شنیده اید؛ تلویزیون، رادیو، مدرسه، دانشگاه، روزنامه و ...

مطهری ؛ حقیقتی همیشه زنده

این وبلاگ در راستای گسترش اندیشه های پاک و مطهر استاد شهید مرتضی مطهری می باشد . امید است مطالب و محتوای آن مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.



ارتباط با مدیر وبلاگ:
Hadizadeh@engineering.com

مدیر وبلاگ : شهرام filesell

آخرین مطالب

جستجو

تماس با نویسنده

filesell
کدبازان